سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

209

تاريخ ايران ( فارسى )

به داخل شهر بابل فرار كرد و حصارى شد و داريوش مجبور بمحاصرهء شهر گرديد . در اين اثنا ولايت ماد گرفتارى آن پادشاه را مغتنم شمرده در صدد برآمد كه در تحت پيشوائى يكنفر فراورت نام بمقام اول خود معاودت نمايد و فراورت مدعى بود كه از نژاد كياكسار است . در ايلام هم مدعى جديدى ظهور كرد كه مرتيا نام داشت . داريوش بدون اينكه دست از محاصرهء بابل بكشد به ماد و ارمنستان لشكر فرستاد و در ارمنستان فتح بزرگى نصيب او شد و ليكن در سگارتيه و هيركانيا كه ولايت حكمرانى پدرش هيستاسپ بود و همچنين در مرژيانه نيز اغتشاش‌ها برپا شد . حتى اينكه در خود پارس هم فتنه سرايت كرد و شخص كاذب جديدى قائمقام برديا گرديد . اما شجاعت و حسن تدبير داريوش در مقابل هرگونه شدت و عسرت كار كرد و بكفايت و عزم شخصى مقصود را حاصل نمود و دانست كه اهم نقاط بابل است و چون بعد از قريب دو سال محاصره و فداكارى زوپيروس « 1 » كه شرح آن را هرودوت نقل نموده آنشهر معظم را در سال 519 مسخر نموده بمقابلى ساير معاندين يك‌بيك پرداخت . پس افواج لشكر جنگ‌آزمودهء خود را شخصا بدفع طاغيان ماد برده فراورت را در رى گرفتار نمود و براى اينكه عبرتى براى متمردين حاصل شود بينى و گوش و زبان او را حكم كرد بريده چشمهايش را در آوردند و به اين وضع هولناك يك‌چند او را زنجير كرده بر در قصر نگاهداشت و بعد از آن بدار كشيد ، آنگاه در ارمنستان و فارس بفتوحات نائل گشت ولى باز در بابل مدعى جديدى ظهور كرد و نزديك بود لطمه‌اى بتسخير آن شهر وارد شود الا اينكه پادگان آنجا قوت داشتند و از فتنهء تازه جلوگيرى كردند و بالاخره سمرديس كاذب ثانيا چون در سال 518 قبل از ميلاد گرفتار شد اين فتنه‌ها خوابيد و كشور وسيع ايران داراى امنيت شده ضمنا محقق گرديد كه داريوش در اداره كردن مردم يد طولائى دارد . انتظامات داريوش پس از فراغت از كار طاغيان پادشاه فاتح در صدد برآمد كه عماليكه بر خلاف ميل او رفتار كرده بودند مجازات نمايد و آنها

--> ( 1 ) - درينباب رجوع شود به هرودوت 3 ، 151 .